تو ای آدم چگونه قصه سازی ؟

گهی با من گهی هم در ستیزی 
گهی می‌آیی و گه در گریزی 

گهی از فرط مستی‌ها خماری 
گهی تنهای تنها ، گه هزاری

گهی در صافی و گه در غباری 
گهی خشک و گهی ، باران دچاری 

گهی در غربت و گه در دیاری 
گهی آزاده تن گه در حصاری 
گهی شمعی گهی فانوس‌واری 
گهی روشن گهی تاریک و تاری 

گهی صیاد من گه در وصالی 
گهی مشتاق من گه در جدالی

گهی بذری گهی همچون چناری
گهی پر بارو گه کمتر به‌ باری 

گهی همچون دعا گه همچو آهی 
گهی خورشید روز و گه چو ماهی

گهی سبزی گهی سرخی چو آتش
گهی مجنون و گه همچون سیاوش

گهی ظلمت گهی هم همچو نوری 
گهی می‌مانی و گه در عبوری 

گهی در گرمی و گه سرد سردی 
گهی بی رنج و گه ماوای دردی

گهی پایان راهی وقت آغاز 
گهی بی بال و پر ، در حال پرواز 

گهی بی کیفیت گه ناب نابی 
گهی هستی گهی همچون سرابی

گهی بی آنکه خود خواهی به چنگی 
گهی در دامی و در حال جنگی

گهی گویی سخن از عادت لب 
بیازارد گهی نیشت چو عقرب

گهی رستم شوی و مست سهراب 
گهی خونش بریزی دور از آداب

گهی با مور میافتی ضعیفی
به گه با فیل میافتی حریفی

گهی سوزی به دنیا گه بسازی
گهی قدرش ندانی گه به پاسی

گهی رعیت حرامت میکند خواب
گهی خواهی بمانی باز ارباب

گهی از درد به شب بیدار بیدار
گهی همچون طبیبی بهر بیمار 

تو ای آدم چگونه قصه سازی ؟
که گه این گونه گه آن گونه یازی

"مقداد"

/ 10 نظر / 9 بازدید
دلجویی

درود مقداد گرامی ممنونم از حضور و دعوتتون... شعر واقعا زیباتونو خوندم ذوق والا و طبع وافری دارین ...تبریک میگم بهتون.. === ولی دوست خوبم تکرار قافیه اضافی در هر دو مصرع ابتدای شعر که بنظر میرسه قالب غزل هست حتی اگر هم مثنوی باشه «ابیات هم قافیه پشت سر هم ،تداعی غزل میکنه»البته ممکنه تبحر و تسلط بیشتر شاعر رو برسونه ولی از لطافت و زیبایی کار کاسته میکنه..میتونستین ابیات مقفی رو در بین شعر پرداخت کنین... چون مخاطب از تکرار و تلفظ اضافی و مکرر قافیه زده میشه وشاعر بجای پرداختن به اصل موضوع و بسط مضمون دچار قافیه روی شدید میشه... اینو دوستانه عرض کردم خدمتتون... امید که روز بروز شاهد زیباترین هاتون باشیم... رد شد شبیه‌ رهگذری‌ باد، از درخت آرام‌ سیبِ کوچکی‌ افتاد از درخت افتاد پیشِ پای‌ تو، با اشتیاق‌ گفت ای‌ روستای‌ شعر تو آباد از درخت، امسال‌ عشق‌ سهم‌ مرا داد از بهار آیا بهار سهم‌ ترا داد، از درخت؟ امشب‌ دلم‌ شبیه‌ همان‌ سیب‌ تازه‌ است سیبی‌ که‌ چید حضرت‌ فرهاد از درخت کی‌ می‌شود که‌ سیب‌ غریبِ نگاه‌ من با دستِ گرم‌ تو شود آزاد از درخت چشمان‌ مهربان‌ تو پرباد از بهار هموا

مهدیه

عالی بود من که کم آوردم!!!!!!!!!!!!!! سایت خوبی دارید امید وارم موفق باشید. به من هم سر بزنید خوش حال میشم

آناهید

گهی آدم گهی حوا بودن دلیل شادی و هرآه بودن ب رسم زندگی اینجانشینیم همین گاه وهمین بیگاه بودن............ بسیارعالی چون همیشه. شعرهای قشنگتون روسپاس.

شاگرد حسین

سلام مقداد جان ممنونم از این همه لطفت با افتخار لینک شدی در ضمن اشعارت زیباست اگه خاواستی اشعر من هم مطالعه کن sarzaminjavid1.blogfa.com

حمید

سلام ممنونم از حضورتون - اگر از دیگر شعرا کسی رو میشناسید بگید که در وبم حضور داشته باشن! نمیدونید این اتفاق چه دلگرمی ای هست برای من! باز هم ممنون! با افتخار لینکتون کردم! شما هم دوست داشتید لینک کنید. یا علی

شاگرد حسین

سلام مقداد جان تو هر دو وب لینک شدی داداشی[قلب]

امیر

سلام و درود دوست من.عالی سرودی..عالی و محکم[ماچ]

درنا بيد

محصولات و كالا هاي خود را با 80 الي 90 درصد تخفيف خريداري كنيد فروش كارت شارژ 20.000 ايرانسل و همراه اول فقط 1800 تومان به صورت واقعي فقط كافيست ثبت نام كنيد و حساب خود را شارژ كنيد و شانس خود را براي برنده شدن امتحان كنيد http://www.do a-bid.ir http://321bid.ir info@do a-bid.ir 09380962855

طیبه زینت بخش

احسنت دوست شاعرم احسنت به این واژه پردازی های زیباودلنشین شما