با کدامین عضو تن باید گریست ؟!...

 

پیش پا افتاده دل

 در جان پی‌اش دیگر مگرد

با حضور غصه‌ها

آذر مرا گردیده سرد

شانه‌هایم را نشسته گرد درد

هیچ کس دنبال زوجی نیست

بالا رفته مَهر

پنجره مشتاق دیدن

 منظره‌ها کرده قهر

شهد شیرین شقایق

گشته زهر

رود سر در چاه کرده

تا نپیوندد به بحر

غصه‌دار است باغ

چشمانش گره خورده به نهر

درّه آرامش ندارد

کوه می‌خواهد بریزد روی شهر

با کدامین عضو تن باید گریست ؟!

 

دست بسته!!

 

پای خسته!!

 

چشم کور!!

 

یا گوش کر!

 

"مقداد"

/ 2 نظر / 15 بازدید
آناهید

زندگی کردن کنون اینگونه است بیژن و فرهاد و مجنون مرده است مهر بالا,مهر پایین,دختران بی شوهرند عشقها واهی,سقف زوجین کوته است من کنارت خانه ای را ساز کن نه عزیز,خانه خالی بهتر است باتو بودن تا ابد اندیشه ام نه,موقت جای دایم بهتر است دست بسته ,پای خسته,چشم کور وگوش کر ای عزیز ,گریه کردن واجب است...........................

آناهید

موجب فخرمنست.