شاعری از شهر عشق

به روز و شب همه فکرم دو بیت این غزل است
نویسنده : آدم و حوا - ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٦/٥
 
بار اله ام از اول ز گل سرشته تنم که پا نهم به گل و گل بگیرم این دهنم به اوج جوانی چو مردگان مانم گمان کنم که به پیری نمیرسد بدنم سفید بخت من اول چو بوده در قنداق سیه نشسته به بالین که دست به آن نزنم به هر دری بزدم تا به تن کنم این رخت به آندمی برسیدم که شدمرا کفنم