شاعری از شهر عشق

بمان........
نویسنده : آدم و حوا - ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/٧
 


ماندن،.........همان آبی ست که از چشمه سرازیر است و بذری را برویاند

    رفتتن.......... بسان خشکی رود است که اندوهش درختان را بسوزاند

ماندن ..........همان جوی پر از آب گل آلود است

 رفتن ...........مثال گم شدن اندرمیان ماسه های بستر رود است

         ماندن........... مثال میوه ای در انتظار دست باغبانی با سبد ،خوشحال از چیدن

رفتن ............همان، اندوه خشکیدن ،هراس ریشه بی تاب روئیدن

" مقداد "